الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
102
تفسير مجمع البيان (فارسى)
استفهام را هم حذف كردن در اين موضع زشت و قبيح است ، و بر عمر ابن ابى ربيعه عيب گرفته شده كه ميگويد : ثمّ قالوا تحبّها قلت بهرا * عدد الرّمل و الحصى و التراب « 1 » پس گفتند كه آيا دوست ميدارى ثريا دختر عبد اللَّه را گفتم دوست ميدارم او را دوستى كه غالب شده است مرا غالب شدنى به شماره ريگ و سنگريزهها و خاك ، شاهد اين بيت در همزه استفهام است قبل از تحبّها يعنى : أ تحبّها . و اما قول ايشان كه نفى اراده شده باشد كلام متّصل نشود ، پس چيزى نيست براى اينكه معناى فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا اين است يعنى نپيمودند و ايمان نياوردند و امّا مقصود از عقبه چند قول است : 1 - اينكه آن مثل است ، خداى تعالى آن را زده براى چهاد با نفس و هوا و شيطان در اعمال خير و احسان پس خداوند آن را مانند تكليف بالا رفتن از گردنه سخت و دشوار قرار داد پس مثل اينكه گفته است بر نفس خودش تحمّل سختى نكرد بآزاد كردن برده و اطعام كردن بينوا و آن قول خداست .
--> ( 1 ) - اين بيت از قصيده عمرو بن ربيعه مخزومى است كه به ثريا دختر عبد اللَّه بن حارث هشيميه كه او را رها كرد نوشته و اوّلش اينست ، ذكرتنى من بهجه الشمس لما * طلعت من دجنه و سحاب ، تا اينكه گويد ثمّ قالوا . . . . . و بعد از آن گويد : سلبتنى محاجه السكّ عقلى * فسلوها بما يحل اعتصابى ( مترجم )